تبليغاتX
گروه پلاک 8

 
قالب وبلاگ
امکانات وب

کافی است امشب یعنی شب اول ماه ربیع‌الاول سری به مساجد بزنید، جمعیت انبوهی را

خواهی دید که برای دق‌الباب مساجد در تکاپو هستند، عملی خرافی که رفته‌‌رفته می‌رود تا

بدعت شود.


موضوعات مرتبط: مقالات، ویژه نامه ها
[ سه شنبه چهارم بهمن 1390 ] [ 13:41 ] [ only 69 ]

صلی الله علیک یا قمر العشیرة


به یک بلیط رفت

بدون برگشت


برای کربلا نیازمندیم

از کسانی که دست ندارند


اما دست‌شان در کار است

عاجزانه درخواست می‌کنیم


نگاهی به دل ما کنند . . .

[ سه شنبه بیست و نهم آذر 1390 ] [ 13:40 ] [ only 69 ]
صحبت های سرلشکر حاج قاسم سلیمانی در رابطه با جهاد

دانلود کنید

موضوعات مرتبط: جهاد و شهدا
[ پنجشنبه بیست و ششم آبان 1390 ] [ 13:39 ] [ only 69 ]

بیانات امام خامنه ای درباره ی رهبری و اختیارات آن

يك مسئله، مسئله‌ى رهبرى است؛ چيزى كه در دنيا معمول نيست، در جمهورى اسلامى هست. ولايت فقيهى كه امام بزرگوار ما معنا كردند، تعريف كردند، مطرح كردند و بعد پياده كردند و بعد خود آن بزرگوار مظهر تام و تمام و كاملش بود - كه هر كس ايشان را از نزديك ميشناخت، هرچه كه ميگذشت، خصوصيات برجسته و ممتاز اين مرد بيشتر براى او آشكار ميشد - يعنى يك مديريت زنده و بالنده و پيشرونده. يك جمله‌اى را امام بيان كردند: ولايت مطلقه‌ى فقيه. يك عده‌اى با مغالطه خواستند اين قضيه را به نحوى مشوب كنند و يك معناى غلط و تفسير غلطى بدهند. گفتند معناى ولايت مطلقه اين است كه رهبرى در نظام جمهورى اسلامى، مطلق از همه‌ى قوانين است؛ مثل يك اسبِ مهار كنده شده‌اى، هر جا بخواهد، هر كار بخواهد، ميتواند بكند. مسئله اين نبود، اين نيست. امام بزرگوار خودش از همه بيشتر به رعايت قوانين، به رعايت اصول، به رعايت مبانى، به رعايت جزئيات احكام شرعى مقيد بود؛ و اين وظيفه‌ى رهبرى است. در نظام جمهورى اسلامى، رهبرى فقط تابع اين نيست كه كسى او را به خاطر اينكه شرائط را از دست داده، عزل كند؛ اگر اين شرائط در او وجود نداشته باشد، خودش به خودى خود عزل‌شده است؛ اين خيلى چيز مهمى است. رهبرى يك مديريت است؛ البته مديريتِ اجرائى نيست. اين اشكال و اشتباه هم در طول زمان، از اول انقلاب تا امروز، در بعضى از تبليغات ادامه دارد. اينجور تلقى كنند كه رهبرى يك مديريت اجرائى است؛ نه، مديريت اجرائى، مشخص است. مديريت اجرائى در بخش قوه‌ى مجريه ضوابط مشخصى دارد، معلوم است، مسئولين معينى دارد؛ در قوه‌ى قضائيه هم - كه آن هم مديريت اجرائى است - همين طور، هر كدام مسئوليتهائى دارند؛ قوه‌ى مقننه هم كه معلوم است. رهبرى، ناظر بر اينهاست. به چه معنا؟ به اين معنا كه از حركت كلى نظام مراقبت كند.


 در واقع رهبرى، يك مديريت كلان ارزشى است. همين طور كه اشاره كردم، گاهى اوقات فشارها، مضيقه‌ها و ضرورتها، مديريتهاى گوناگون را به بعضى از انعطافهاى غير لازم يا غير جائز وادار ميكند؛ رهبرى بايستى مراقب باشد، نگذارد چنين اتفاقى بيفتد. اين مسئوليتِ بسيار سنگينى است. اين مسئوليت، مسئوليت اجرائى نيست؛ دخالت در كارها هم نيست. حالا بعضى‌ها دوست ميدارند همين طور بگويند؛ فلان تصميمها بدون نظر رهبرى گرفته نميشود. نه، اينطور نيست. مسئولين در بخشهاى مختلف، مسئوليتهاى مشخصى دارند. در بخش اقتصادى، در بخش سياسى، در بخش ديپلماسى، نمايندگان مجلس در بخشهاى خودشان، مسئولان قوه‌ى قضائيه در بخش خودشان، مسئوليتهاى مشخصى دارند. در همه‌ى اينها رهبرى نه ميتواند دخالت كند، نه حق دارد دخالت كند، نه قادر است دخالت كند؛ اصلاً امكان ندارد. خيلى از تصميمهاى اقتصادى ممكن است گرفته شود، رهبرى قبول هم نداشته باشد، اما دخالت نميكند؛ مسئولينى دارد، مسئولينش بايد عمل كنند. بله، آنجائى كه اتخاذ يك سياستى منتهى خواهد شد به كج شدن راه انقلاب، رهبرى مسئوليت پيدا ميكند. در تصميم و عملِ رهبرى بايد عقلانيت در خدمت اصول قرار بگيرد، واقع‌بينى در خدمت آرمان‌گرائى‌ها قرار بگيرد.

 در قضيه‌ى هسته‌اى، در آن دوره‌ى اول كه تلاطمهائى بود، بعضاً اقدامهائى انجام ميگرفت كه شايد مطلوب نبود. من آنجا در سخنرانى عمومى گفتم اگر چنانچه اين كارها انجام نگيرد، خودم وارد ميشوم. و همين هم شد. اين معناى رهبرى است؛ اين يك چيزى است كه از اسلام گرفته شده است؛ يك نكته‌ى مثبتى است در نظام اسلامى.

 دستگاه‌هاى گوناگون - قوه‌ى قضائيه، قوه‌ى مجريه، قوه‌ى مقننه - مثل همه‌ى دنيا، كارهاى موظف قانونى خودشان را دارند انجام ميدهند، با اختيارات كاملى كه در قانون اساسى معين شده؛ اما حركت كلان و كلى نظام اسلامى به سمت آن آرمانها بايد منحرف نشود؛ اگر منحرف شد، بايد گريبان رهبرى را گرفت، او را بايستى مسئول دانست؛ او مسئول است كه نگذارد. البته اين مسئله، مثالهاى زيادى دارد؛ چون وقت كم است، به يكى از آنها اشاره‌ى مختصرى ميكنم.

 مسئله‌ى روابط با آمريكا، كه در اين چند سال چه كارها كردند، چه تلاشها كردند، در دوره‌هاى مختلفِ دولتهاى گوناگون، تحت تأثير عوامل مختلف. خب، اين به حركت عمومى نظام ضرر ميزد، فايده‌اى هم براى وضع معيشت و زندگى مردم نداشت. اينجا ممانعت شد. و مسائل گوناگونى از اين قبيل هست.


موضوعات مرتبط: امام خامنه ای، جهاد و شهدا
[ چهارشنبه بیست و پنجم آبان 1390 ] [ 6:36 ] [ only 69 ]

به گزارش برنا، رهبر معظم انقلاب اسلامی در تاریخ 1370/12/10 بعد از مطالعه کتاب "سفر به قبله" نوشته هدایت الله بهبودی، یاداشتی بر آن نوشته‌اند  که در ادامه آن را می‌خوانید:

«این کتاب مرا باز در شور و حال حسرت ‌آلود زیارت خانه خدا و حرم رسول‌الله (ص) فرو برد. شور و حال و اشتیاقی که دیگر امیدی هم با آن نیست. تا به یاد دارم ـ از سالهای دور جوانی ـ هرگز دل خود را از آتش این اشتیاق، رها نیافته‌ام.

اما حتی در دوران سیاه اختناق که هر روحانی بامعرفت و بی‌معرفتی، با رغبت و یا حتی از سر سیری، آسان می‌توانست در خط حج قرار بگیرد... و من نمی‌توانستم! یا بهتر بگویم: هیچ حمله‌دار و رئیس کاروانی از ترس ساواک شاه، نمی‌توانست و جرأت نمی‌کرد نام مرا در فهرست حاجی‌های خود ـ چه رسد به عنوان روحانی کاروان ـ بگذارد. بله، حتی در آن دوران سخت هم دلم از امید زیارت کعبه و بوسه ‌زدن بر جای پای پیامبر(ص)‌در مکه و مدینه، خالی نمانده بود... و این امید، اگرچه با حج ده‌روزه‌سال 58 که به فضل شهید محلاتی قسمتم شد، برآورده گشت، اما آتش آن شوق سوزنده‌تر و مشتعل‌تر شد... در سالهای ریاست ‌جمهوری چشم امید به پس از آن دوران دوخته بودم... اما امروز...؟



شور و اشتیاقی بی‌سکون و امیدی تقریباً فرو مرده...تنها تسلا به خواندن اینگونه سفرنامه‌ها یا شنیدن آنها است که خود بازافزاینده‌ی شوق نیز هست. این کتاب، شیرین، موجز،‌ با روح و هوشمندانه نوشته شده است. زیارت قبول؛ عزیز نویسنده! زیارت قبول...»


موضوعات مرتبط: امام خامنه ای
[ سه شنبه هفدهم آبان 1390 ] [ 13:36 ] [ only 69 ]

سروده امام خمینی

من بخال لبت ای دوست گرفتار شدم
چشم بیمار تو را دیدم و بیمار شدم
فارغ از خود شدم و کوس انا الحق بزدم
همچو منصور خریدار سردار شدم
غم دلدار فکنده است بجانم شرری
که بجان آمدم و شهره بازار شدم
در میخانه گشائید برویم شب و روز
که من از مسجد و از مدرسه بیزار شدم
جامه زهد و ریا کندم و بر تن کردم
خرقه پیر خراباتی و هشیار شدم
واعظ شهر که از پند خود آزارم داد
از دم رند می آلوده مددکار شدم
بگذارید که از بتکده یادی بکنم
من که با دست بت میکده بیدار شدم

سروده امام خامنه ای

تو که خود خال لبی از چه گرفتار شدی
تو طبیب همه ای از چه تو بیمار شدی
تو که فارغ شده بودی ز همه کون و مکان
دار منصور بریدی همه تن دار شدی
عشق معشوق وغم دوست بزد بر تو شر
رای که درقول و عمل شهره بازارشدی
مسجد و مدرسه را روح و روان بخشیدی
وه که بر مسجدیان نقطه پرگار شدی
خرقه پیر خراباتی ما سیره توست
امت از گفته در بار تو هشیار شدی
واعظ شهر همه عمر بزد لاف منی
دم عیسی مسیح از تو دیدار شد
یادی از ما بنما ای شده آسوده ز غم
ببریدی ز همه خلق و به خلق یار شدی


موضوعات مرتبط: امام روح الله، امام خامنه ای
[ دوشنبه شانزدهم آبان 1390 ] [ 13:33 ] [ only 69 ]
سلام مادر

از سازمان آمار نفوس و مسکن مزاحم میشم

شما در منزل چند نفر هستید؟؟؟

مادر ،سرش را پایین می اندازد سکوت میکند

با شما بودم مادر ، چند نفر هستید؟؟؟

"مادر": میشه خونه ی ما بمونه برای فردا؟؟؟

چرا مادر ؟؟؟

"مادر": آخه شاید فردا از پسرم خبری بشه!!!

شهدا شرمنده ایم

همین !

منبع :    http://www.mimmeslemoghavemat.blogfa.com


موضوعات مرتبط: جهاد و شهدا
[ شنبه هفتم آبان 1390 ] [ 13:32 ] [ only 69 ]
چرا باید بگوییم امام خامنه ای ؟؟؟


موضوعات مرتبط: امام خامنه ای
ادامه مطلب
[ شنبه سی ام مهر 1390 ] [ 13:30 ] [ only 69 ]
این شهر هزار رنگ و لعاب من این روزها جان ندارد نیمه جان شده است شاید هم مرده است نمی‌دانم فقط می‌دانم همه شهر چشم براهتان شده اند
موضوعات مرتبط: امام خامنه ای
ادامه مطلب
[ جمعه بیست و دوم مهر 1390 ] [ 13:26 ] [ only 69 ]
کشتی در طوفان شکست و غرق شد . فقط دو مرد توانستند به سوی جزیره کوچک بی آب و علفی شنا کنند و نجات یابند . دو نجات یافته دیدند هیچ نمی توانند بکنند ، با خود گفتند بهتر است از خدا کمک بخواهیم . بنابراین دست به دعا شدند و برای این که ببینند دعای کدام بهتر مستجاب می شود هر کدام به گوشه ای از جزیره رفتند.

نخست ، از خدا غذا خواستند . فردا مرد اول ، درختی یافت ومیوه ای بر آن ، آن را خورد . اما سرزمین مرد دوم چیزی برای خوردن نداشت.

هفته بعد ، مرد اول از خدا همسر و همدم خواست ، فردا کشتی دیگری غرق شد ، زنی نجات یافت و به مرد رسید . در سمت دیگر ، مرد دوم هیچ کس را نداشت .

مرد اول از خدا خانه ، لباس و غذای بیشتری خواست ، فردا به صورتی معجزه آسا تمام چیزهایی که خواسته بود به او رسید . مرد دوم هنوز هیچ نداشت .

دست آخر ، مرد اول از خدا کشتی خواست تا او و همسرش را با خود ببرد . فردا کشتی ای آمد و در سمت او لنگر انداخت ، مرد خواست به همراه همسرش از جزیره برود و مرد دوم را همان جا رها کند . پیش خود گفت ، مرد دیگر حتما شایستگی نعمت های الهی را ندارد ، چرا که به درخواست های او پاسخ داده نشد ، پس بهتر است همان جا بماند.

زمان حرکت کشتی ندایی از آسمان پرسید : چرا همسفر خود را در جزیره رها می کنی 

پاسخ داد : این نعمت هایی را که به دست آورده ام همه مال خودم است همه را خودم درخواست کرده ام . درخواست های او پذیرفته نشد ، چون او لیاقت این چیز ها را ندارد .

ندای آسمانی مرد را سرزنش کرد : اشتباه می کنی زمانی که تنها خواسته او را اجابت کردم ، این نعمت ها به تو رسید . مرد با حیرت پرسید : از تو چه خواست که باید مدیون او باشم ؟

ندا پاسخ داد : از من خواست که تمام خواسته های تو را اجابت کنم

[ سه شنبه نوزدهم مهر 1390 ] [ 13:25 ] [ only 69 ]
اولین پست وبلاگ گروه پلاک 8 به عشق آقای مهربانی ها حضرت علی بن موسی رضا (ع)

عکس های قدیمی حرم امام رضا (ع)


مشاهده عکسها در ادامه مطلب


موضوعات مرتبط: جهاد و شهدا
[ دوشنبه یازدهم مهر 1390 ] [ 13:24 ] [ only 69 ]
.: Weblog Themes By mohsen128&gharibe :.
درباره وبلاگ

ما 8 نفر هسته مرکزی جبهه پلاک 8 ، 8 را دوست داریم زیرا امام 8 ام قیم ماست.

8را دوست داریم چون در 8 سال دفاع مقدس،استکبار سخت را زمین گیر کردیم و در 8 ماه دفاع نرم استکبار نرم را به مذلت کشیدیم.

و اینک 8 بعدی را عاشقانه خواهیم ساخت...

ارتباط با ما:

gpelake8@gmail.com